خط نسخ ریحانی بهعنوان یکی از شاخههای مهم خوشنویسی اسلامی، در قرون میانی با تلاش دو خوشنویس برجسته، ابن بوّاب و یاقوت مستعصمی، به اوج شکوفایی رسید. این پژوهش با رویکردی ساختاری به بررسی ویژگیهای حروف، تناسبات هندسی و ترکیب سطرها در آثار این دو استاد میپردازد. هدف اصلی، شناخت وجوه تمایز و تشابه در کتابت سورههای قرآنی آنان و تحلیل جایگاه هر یک در تحول خط نسخ ریحانی است. این پژوهش، از نوع کیفی بوده است و با رویکرد توصیفی_تحلیلی انجام شدهاست. اطلاعات نیز به شیوۀ کتابخانهای بهدست آمدهاست. بررسیها نشان میدهد که ابن بوّاب بیش از هر چیز به نظم هندسی، تناسب در قامت حروف و انسجام ترکیب توجه داشته و با تأکید بر سادگی، خوانایی و وضوح فرمها، بنیانهای اولیه این خط را تثبیت کردهاست. در حالیکه یاقوت مستعصمی همان ساختار پایهای را با لطافت بیشتر، کشیدگی عمودی و قوسهای نرم اجرا کرده و با دقت در قوسها، کشیدهها و ترکیببندی سطرها، به خط نسخ ریحانی بُعدی هنریتر و پویاتر بخشیدهاست. مقایسۀ ساختاری آثار این دو خوشنویس نشان میدهد که هر یک نقشی اساسی در تکامل این خط ایفا کردهاند؛ ابن بوّاب بهعنوان بنیانگذار اصول و یاقوت بهعنوان کمال بخش آن. مطالعۀ حاضر بازتابی از پیوند میان سنت و نوآوری در خوشنویسی اسلامی را آشکار میسازد.