:: دوره 4، شماره 5 - ( 6-1403 ) ::
جلد 4 شماره 5 صفحات 104-93 برگشت به فهرست نسخه ها
تطبیق مفهوم مرگ هنر با تاکید بر آرای هگل، دانتو و بلتینگ
مهرناز مدقالچی
چکیده:   (2350 مشاهده)
تحولات ژرف در عرصه هنر و فرهنگ معاصر، سبب شد بار دیگر نظریۀ «مرگ هنر» به کانون توجه فیلسوفان و نظریه‌پردازان بازگردد. این مفهوم که در تاریخ اندیشه هنری به‌عنوان یک ایدۀ فلسفی مهم مطرح شده، بارها مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته‌است. هگل با طرح «پدیدارشناسی روح» و تبیین پایان هنر در عصر رمانتیسم، یکی از نخستین گام‌های بنیادین را در این راستا برداشت. سپس آرتور دانتو و هانس بلتینگ نیز به مفهوم مرگ هنر پرداختند. هدف این پژوهش، تحلیل و تطبیق دیدگاه‌های هگل، دانتو و بلتینگ دربارۀ مرگ هنر است. پرسش اصلی این است: چگونه نظریه‌پردازان مختلف، از جمله هگل، دانتو و بلتینگ، مفهوم «مرگ هنر» را تحلیل کرده‌اند و هر یک چگونه این مفهوم را در ارتباط با تحولات هنر معاصر تبیین می‌کنند؟ این پژوهش ابتدا مروری بر نظریات هگل در خصوص پایان هنر در دوره رمانتیک دارد و سپس دیدگاه‌های معاصر دانتو با محوریت جنبش پاپ‌آرت و آثار شاخص اندی وارهول بررسی می‌شود. هم‌چنین، نقش جنبش دادائیسم و آثار مارسل دوشان در شکل‌گیری مفهوم پایان هنر مورد بررسی قرار می‌گیرد. در نهایت، نظریه بلتینگ با نگاهی نوین به تحول جایگاه هنر در جوامع معاصر پرداخته می‌شود. نتیجه‌گیری پژوهش نشان می‌دهد که مرگ هنر بیشتر به معنای پایان دوره‌های خاصی از هنر است و هنر در فرآیند بازتعریف مستمر قرار دارد.

 
واژه‌های کلیدی: مرگ هنر، پایان هنر، هگل، آرتور دانتو، هانس بلتینگ، پاپ آرت، دادائیسم.
متن کامل [PDF 387 kb]   (3405 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: هنر غرب
دریافت: 1403/6/12 | پذیرش: 1403/6/30 | انتشار: 1403/6/30


XML   English Abstract   Print



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 4، شماره 5 - ( 6-1403 ) برگشت به فهرست نسخه ها